love--------L'amour

نویسنده: مریم * موضوع: عاشقانه، 

 

((franch))
L'amour est aveugle 
L'amour est borgne
L'amour est doux
L'amour est amer
L'amour est soin
L'amour est hésitation
L'amour est nu
L'amour est osé
L'amour est la paix
L'amour est violent
L'amour est clair
L'amour est sale
L'amour est important
L'amour est contaminer
L'amour est le ciel
Love Is Hell
Love is crashing
L'amour est collante
L'amour est critique
L'amour est mythologiques
L'amour est fragile
L'amour est malléable
L'amour est capable
L'amour est stressant
L'amour est innocent
L'amour est violent
L'amour est le meilleur
L'amour est le pire
L'amour n'est rien
Mais l'amour est tout
L'amour est Dieu
L'amour est diable
L'amour est le mal
L'amour est soleil voyageur
Love clignote lune
L'amour est belle terre
L'amour est la pire des larves de la terre
L'amour fait mal
L'amour est peiner
Mais l'amour est aimable et l'amour est une douleur clair
L'amour est comme ça
L'amour est comme ça
L'amour est trop
Je ne peux décrire
Rechercher dans le côté cher lecteur
Vous trouverez partout l'amour caché mais important quand regarde de plus près
L'amour n'est pas assez pour comprendre mais son
Pour moi, c'est l'amour
J'aime l'amour et doesnot Love Me Love
 
((english))
 
Love is blind
Love is eyed
Love is sweet
Love is bitter
Love is care
Love is hesitation
Love is bare
Love is dare
Love is peace
Love is violent
Love is clear
Love is dirty
Love is prominent
Love is contaminate
Love is heaven
Love is hell
Love is crashing
Love is sticky
Love is critical
Love is mythological
Love is brittle
Love is malleable
Love is capable
Love is stressful
Love is innocent
Love is violent
Love is best
Love is worst
Love is nothing
But love is everything
Love is god
Love is devil
Love is evil
Love is shining sun
Love is blinking moon
Love is beautiful earth
Love is the worst larva of earth
Love is hurting
Love is paining
But love is lovable and love is pain clear
Love is like this
Love is like that
Love is too much
I can not describe
Look in side dear reader
You will find love everywhere hidden but prominent when looks closer
Love is not enough to understand but its
For me is love
I love the love and love doesnot love me

 

() نظرات

 

خیال

نویسنده: مریم * موضوع: عاشقانه، 

 

خیال

شبها درون خلوتش

غرق خیالش می شود

وز هر دری در این خیال

بی تاب یاری می شود

او در خیال رنگی اش

همرنگ مجنون می شود

از عاشقی دم می زند

مدهوش لیلی می شود

از بی ستون بالا رود

غم خوار شیرین می شود

از اشتیاق شوق وصل

او حلقه در می شود

در محفل انس بدان

سر مست مستان می شود

با هر حضور دلبری

عشقش نمایان می شود

شب تا به صبح می گرید و

او هم چو سا ئل می شود

در این حضور پر ز یار

معنای عشق گم می شود

 

() نظرات

 

بوسه

نویسنده: مریم *

 

هر شب با بوسه ای تو را از خواب می رانم

 

ای عشق،  من راز بو سه ها را خوب می دانم

 

بوسه من نه عزیزم از جنس هوس نیست

 

سرخی گونه های تو از شرم هوس نیست

 

بوسه من از جنس ناب شراب عاشقیست

 

مستی آن ، از جنس وفا و سادگیست

 

() نظرات

 

تو هم مرا دوست داشته باش

نویسنده: مریم *

 

من تو را دوست دارم !

من تو را بوسه باران می كنم

به چشمانت می نگرم ،

زیباست!

آنها را از حدقه در می آورم !

و بر آنها بوسه می زنم

عشق من ، من تو را دوست دارم.

من سینه تو را خواهم شكافت !

قلبت را بیرون خواهم آورد

نامم را بر روی آن حك خواهم كرد

از لای انگشتانم خون می چكد

و بر قلبت بوسه می زنم

عشق من ، من تو را دوست دارم.

لبهای آغشته به خونم را

روی لبهایت می گذارم

و بر آن بوسه ای می زنم

و با تو پیمان خون می بندم

عشق من ، من تو را دوست دارم .

تو را در آغوش می گیریم

و آنقدر می فشارمت

تا استخوان هایت خورد

بر خورده های استخوانت بوسه می زنم

عشق من من تو را دوست دارم

یك روز تو را خواهم كشت

و تو را دفن میكنم

نه ! تو را می سوزانم!

و خاكسترت را در دریا می ریزم

آنگاه بر آبی دریا بوسه می زنم

و هر روز یك دسته گل به یادت

روی دریا ها پر پر می كنم

من تو را دوست دارم

تو هم مرا دوست داشته باش

تو هم مرا به قلب خود راه بده

 

 

 

() نظرات

 

حس

نویسنده: مریم * موضوع: عاشقانه، 

 

حس می كنم ، حسم به تو حسی نو است

حسم برای حس تو ، شعری نو است

حس می كنم ، حس كرده ای احساس من

احساس حسم حاسد است ، جنسی نو است

حدسی بزن ، حسم حسود حس كسیت

احساس تو بر حس من ، حدسی نو است

در حس تو، احساس من محسوس شد

احساس كن حس مرا ، حسی نو است

سحری بكن حس مرا ای ساحر احساس من

هر حس تو نسبت من ، سحری نو است

مبحوس گشت احساس من در مبحس احساس تو

حساس كن احساس خود، فصلی نو است

 

() نظرات

 

عید امسال

نویسنده: مریم *

 

گل صداقتی كه شاید هرگز شكفته نشه و برای همیشه در حسرت بهار ، در زمستان بی رحمی ها بموند و شاید با همین حسرت به ابدیت بپونده.

همیشه این گرما نیست كه آدمی را می سوزونه ، گاهی سوز سرما نیز انسان را می سوزونه ، گاهی سوز كولاك ها را برای رسیدن به بهار تحمل می كنیم.

اما اگه بهاری نیاید ،اگر عمو نوروز ترك عادت كند و مثل همیشه سر سال نیاید و ننه سرما ، مستاجر همیشگی را از خانه دلمان بیرون نراند، چی؟

اگر عمو نوروز این بار دلش به رحم بیاید و قراردادش را با ننه سرما یك سال دیگر هم تمدید كند ،چی؟

اصلا همه اینها را بی خیال شیم ، اگه خود ننه سرما نخاد از جاش بلند شه و بگه : من از جایم راضی هستم و بلند نمی شم؟چی؟

ای بابا چه دور و زمانه ای شده ، كی جرات داره به یك پیرزن چند هزار ساله كه به قول خودش"ننه ما آفتاب لب بومییم" بگه بالا چشمات ابروه- اومدو با اون گوشای سنگینش اشتباهی بشنوه و خیال كنه ما بهش گفتمیم : قربون چشمای بادومیت، حالا برو بادوم پیدا كن!!!

اما از همه اینها گذشته و بی خیال دست بردن توی عادت چندین ساله طبیعت و نوچه هاش بهتره به فكر خودمون باشیم ، به فكر راه و رسم زندگی كردنمون كه به موقع خونه دلامونو ، گرد گیری كنیم و نذاریم زنگار بی مهری توش پیدا بشه ، یه طور رفتار كنیم كه زمستون جرات نكنه زیاد تو دلامون جا خوش كنه و زیاد تو دلمون بمونه از ترس اینكه مبادا برف تو دلش آب بشه و همه سردی ها و بی مهری ها رو بشوره و با خودش ببره!!

خود ماییم كه نباید بذاره ننه سرما تو دوران اقامتش خیلی بهش خوش بگذره، به نظر من باید یه كاری بكنبم كه ننه سرما خودش بره و دیگه بر نگرده

بهتره خونه دلمون دیگه به بنگاه سر كوچه نسپریم كه براش مستاجر پیدا كنه ، كه اونم مجبور شه به بالاترین قیمت پیشنهادی به ننه سرما مستاجر همیشگی اجارش بده

بهتر رنگ دیوار دلمون عوض كنیم ، رنگ های دنیایو ازش بگیریم و یه رنگ قشنگ خدایی بهش بزنیم ، هر چی ناپاكی ازش پاك كنیم، یه دكور خوب و شیك واسش بچنیم و دنبال یه مستاجر دائمی براش باشیم

البته یه مستاجر كه اجاره خانه برامون سر به سر بشه !!!!

یعنی ما هم مستاجر دل اون بشیم، كسی كه بشه عزیزترین ، كسی كه بشه دوستش داشت ، كسی كه لیاقت عشق رو داشته باشه، كسی كه بشه باهاش از همیشه بودن ،همیشه ماندن، همیشه ... صحبت كرد

كسی كه بشه باهاش از روزهای خوب امید داشتن به آینده زیبا حرف زد

كسی كه همیشه جاش یه بغل گل بشینه

و آنقدر ای مستاجر و صاحب خونه بازی ادامه پیدا كنه كه دیگه مستاجر هم نباشن

و هر دوتا صاحب خونه دل همدیگه باشن-بشن پاره تن هم – سخت نیست ، اصلا سخت نیست ، شاهزاده عشق شدن دور نیست

اگه بخوای ، اگه دنبال عشق باشی، اگه گرمای عشقو حس كنی ،و به قول سهراب اگه چشماتو بشوری و به دنیا یه جور دیگه نگاه كنی ، اصلا سخت نیست

و اون موقعست كه صاحبدلان معنی پیدا می كنه

 

 

 

() نظرات

 

روز دیگر

نویسنده: مریم *

 

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم

 

() نظرات

 

خاطره

نویسنده: مریم * موضوع: عاشقانه، 

 

گرمی بوسه های آتشین خاطراتت دلم را می سوزاند

اندكی ست از یادت زیاد دورم

به اندازه تمام  لحظات بی تو

بی رمق از عبور آینده

خسته در آینه بودن

به تمنای دیدن

زل می زنم

اما

ای خاطره

به یاد تمام یادگاریهایت

كه بر دیوار آرزوهایم نوشتی

و من هرگز آنها را نخواندم حتی برای ...

برای دلم ،یك بار دیگر خودت را تكرار كن

و به امید دستان گرمت است كه همیشه زمین می خورم

 

() نظرات

 

انتظار

نویسنده: مریم *

 

هر روز عكست را از درون روزمرگی های ذهنم می برم

و به دیوار اتاقم می چسبانم

شاپرك های خیالت را به

دفتر قلبم سوزن میكنم

و آیا تو می دانم لابلای ورق های ذهنم

 چند برگ خشكیده است

اری

در شب شعر اشعار مچاله شده ام

مستی نفسهایت را یك نفس سر می كشم

به سلامتی تمام آرزو های با تو بودن

آرزوهایی كه برای رسیدن به

ضریح  چشمانت پا بلندی می كنند

و من هر روز به آنها شیر می دهم

این را بدان من همان كلاغ سیاهم

 كه برق نگاهت را از لب حوض دزدید

و اكنون مادر تمام جوجه اردك های زشت است

من همانم كه بر سر هیچ كوچه بن بستی

یك نخ انتظار تو را دود نمی كنم

 

 

 

() نظرات

 

نیمه شب

نویسنده: مریم *

 

نیمه شبها من نمی مانم در آغوش خواب

درسرم مانده هزاران  چرای  بی جواب

از خودم پرسم:كیم؟اهل  كدامین فصل سال؟

از كجا می آییم و زییم با كدامین شرح حال؟

با كدامین رو  دراین دنیا زندكانی می كنم؟

وای من عشق را ازحضور كه گدایی می كنم؟

از خودم پرسم چرا گل های من پژمرده شد؟

راه و رسم آرزو كردن ، كی از من برده شد؟

پس چرا یك روز خوش، سر به رویایم نزد؟

از میان عاشقان هیچ كس، دم ز فرداییم نزد؟

من چرا گم كرده ام مونس شب های تار

كی بماند صبر من لحظه ای بی او بر قرار

پس چرا رنگ خزان بر دشت آمالم نشست

آه كدامین سنگ ، شیشه قلبم شكست؟

 

() نظرات

 

دل دریا

نویسنده: مریم *

 

نغمه های پر تلاطم بر دل دریا نشسته

موج های پر ترنم در نگاه دل شکسته

دل چو دریا موج های ساده دارد

هم چو باران است و در خود

رنگها، رنگین كمان تازه دارد

غم درونش همچو طوفان

می كند دل را پریشان

اشك هم در هیبتش مانند باران

می كند دل را درخشان

گاهگاهی میشود یادی درونش غرق

می كشد آن را به اعماق درونش

می شود گم !

می كند آن را شبیه برق در گل واژه هایش گم!

شب درون خلوت تنهایی خود

زود می دزدد نگاه ساکت خورشید را

آنگاه آن رنگ سیاهش

مهربانی را از صدایش زود می دزدد

رنگ دریا شبها ،

رنگ ترس است انگار

رنگ مردن ...

رنگ دل اما باز مثل روز است

آبی ، گرم ، روشن

كاش می شد آسمان دل هرگز شب نباشد

تا صدای مهربانی

در سیاهی گم نباشد.



 

 

() نظرات

 

گل سرخ

نویسنده: مریم *

 

گل سرخ تنها یك گل سرخ است

و همیشه یك گل سرخ باقی می ماند

ولی زمانه دارد جلو می رود

و سیب هم عضوی از خانواده گل سرخ شده

هلو هم و حدس می زنم آلو هم چنینن

و فقط خداست كه می داند بعد ها چه چیز هایی

جزء خانواده ی گل سرخ قرار خواهند گرفت

ولی یقین دارم تو یك گل سرخی و همیشه گل سرخ بوده ای

 

() نظرات

 

صورت دل

نویسنده: مریم *

 

پنجه را بر صورت دل می كشد

دست بی رحم زمین و آن زمان

در هجوم گرگ بی رحم هوس

كاری نیاید از دست رنجور شبان

سبزه های هرزه آلود گناه

رشد كرده بر خاك دل دامن كشان

پیچك مرگبار وسوسه دور سرم

چرخ خورده ، قد كشیده تا اعماق جان

گشته ام من رو سیاه ، پشت نقاب

كو هوایی مرا بیرون برد از دام گمان

می زنم من تار توسل ای خدا

 

() نظرات

 

قمار زندگی

نویسنده: مریم *

 

در این قمار زندگی به هیچ مردمان مباز

برای برد زندگی شمایلی دگر بساز

در این سكوت و بی كسی ، اسیر موج غم نشو

گر ز زمانه خسته ای زمانه ای دگر بساز

بر این بساط عیش و نوش ،مشین و قدر خود بدان

برای شكوه های دل ، سكینه ای دگر بساز

در این تلاطم عظیم ، به موج كوچكی نناز

بر این جهان بی ثبات ، تلاطمی دگر بساز

بر این گمان بی حساب ، حساب دیگری مكن

برای شمع های دل ، پروانه ای دگر بساز

در این عبور تند وتیز ، زقافله عقب نمان

برای آهنگ زمان ، ترانه ای دگر بساز

در این شروع تازه ات به قلب خود جلا بده

دست دعا بلند كن ، تولدی دگر بساز

 

() نظرات

 

اینجا بدون هیچ صدایی

نویسنده: مریم *

 

اینجا  بدون هیچ صدایی ایستاده ام

من هنوز در سكوتم تنهایم

وقتی دلم از دنیا می گیرد

وقتی از هیاهوی همهمه نگاه ها خسته می شوم

گنج دیوار تنهایی را بر می گزینم

و در آن آرام جای می گیرم

هجوم افكار بر مغزم

آرام آرام

خواب را بر چشمانم وارد می كند

اما قلبم هنوز می خواهد بر صفحه زندگی بدود

و من رد پایش را در گوش دیگرا نجوا كنم

و بگویم از نهان های پنهان دلم

از تكه تكه اش

زمان می رود و عمر سپری می شود

وامید من این است همراهشان جاری باشم

و در كنار سنگی بر جای نمانم.

 

() نظرات

 

دل

نویسنده: مریم *

 

پر می كشد امشب دلم سوی دیار عاشقان

تا محرمِ كویَت شود ، در زمره ی سردادگان

راز و نیاز و اشكِ غم ، در درگه یزدان پاك

این دل كند هر شب دعا با شیوه ی تو ، بی گمان

سر می نهد بر خاك او، در سجده های بی شمار

او می شمارد شكوه ها ، با حسرت و آه و فغان

دست توسل می زند بر دامن شمس و قمر

تا رو نماید غایبش ، چشم دل صاحب زمان

آخر چه گویم این دلم مست وصال او شده

جام مِیی بر سر كشد ، با عشق افتاده به جان

در مسجد و در میکده شب تا سحر خواند  نماز

هر صبح گردد معتكف با حس و حال عارفان

 

 

() نظرات

 

فردای دگر

نویسنده: مریم *

 

شب ها در این فكریم، فردا كی می آید؟

اما همین امروز ، فردای روز دگر بود

امروز كوشیم كه فردا را خوش بما نیم

پس كو خوشی؟ ، امروز فردای روز دگر بود

ما در غم دیروز مانده و در شوق فرداییم

امروز ما كو؟ امروز فردای روز دگر بود

امروز را بر خود حرام و در پی مستی فرداییم

میخانه كو ؟ امروز فردای روز دگر بود

امروز ما می دویم تا سهم فردا را بگیریم

پس سهم ها كو؟ ، امروز فردای روز دگر بود

هر روز كار ها را به دوش فردا می گذاریم

اما دریغا كه امروز فردای روز دگر بود

هر روز ما در هراسیم از ترس فردا

اما ندانیم، امروز فردای روز دگر بود

گویا نمی دانیم بر چرخ گردون ما سواریم

این را بدانیم ، امروز فردای روز دگر بود

 

() نظرات

 

ستایش عشق

نویسنده: مریم *

 

می ستایم ، می ستایم عشق را
در هجوم  پُر هیاهوی سقوط
می فشارم دست گرمت را به مهر
در سراشیبیّ ِ جادوی سقوط !

آه ، ای ناجی به داد من برس
من گرفتارم به دام سرنوشت
دست تقدیر و زمان بد شگون
ذهن گیجم را ببین ، از بر نوشت

باش و بر من شعری از دنیا بگو
از سعادت ، شعر خوب زندگی
با من و تنهایی ام خلوت بکن
تا بگویم راز این درماندگی

من به دنبال صدای هستی ام
در میان عشق و مستی و سكوت
نه ! خدایا من به دنبال توام
در جهان پر تنش ، اوج هبوط

 

() نظرات

 

كاش.....

نویسنده: مریم *

 

كاش فریادم را به تو می سپردم

تا در بغض اندوهم نمی شكست!

كاش سكوتم را نگاه می داشتم

تا در سكوت بی كسی نمی شكست!

كاش چشمانت را قاب می كردم

تا آیینه نگاهت نمی شكست!

كاش به دستانم توان می دادم

تا بلور عشق از دستم نمی افتاد و نمی شكست!

كاش به قلبم جرات می دادم

تا چرخ قدیمی زمان نمی شكست!

كاش به چشمم امان می دادم

تا نگاهم در نگاه او نمی شكست!

كاش عشقش را جواب می دادم

تا قلبش در تنهایی نمی شكست!

كاش وجودم را به او وام می دادم

تا ركورد بی مهری در جهان نمی شكست!

 

() نظرات

 

ذهن

نویسنده: مریم *

 

كاش امشب روی ذهنم

اندكی باران ببارد

تا بشوید نا امیدی

سیلی از شادی بیارد

ذهن من مواج مواج

ساحلی آرام خواهد

تا برایش یك بغل پر

موجی از غم ها بیارد

ساحل این ذهن مواج

طاقت طوفان ندارد

 

() نظرات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات