ای خدا

نویسنده: مریم *

 

ای خدا ، خود را چرا در من ،تو حاشا می كنی

تو بزرگی و ضلالت را در من تما شا می كنی

 

ای خدا با من بگو راز و رموز بندگی

من گرفتار و اسیرم ، كوهی از شرمندگی

 

ای خدا اینك چرا با من نمی گویی سخن؟

تا وجودم پر كنی از مشك و عنبر و ختن

 

ای خدا دستم بگیر من در سرا شیب شبم

از فراغت سوختم در بستر درد وتبم

 

ای خدا من را چرا كردی به حال خود رها

خسته ام ، بیچاره ام ، دیدم از این دنیا جفا

 

من كیم؟ گم گشته ای غرق سیلاب گناه

عاصی ام ، سرگشته ام ، كو سفینه النجاه؟

 

شرمساری ا ز من و بخشش از تو ای خدا

كه بزرگی از تو است ، من را نكن از خود جدا

 

ای خدا رحمی نما ، زار و پریشان آمدم

به امید بخششت ، با چشم گریان آمدم

 

ای كه ستار العیوبی ، عیب پوش هر خطا

آبروی هر دو دنیا را بكن بر من عطا

 

 

() نظرات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات