اینجا بدون هیچ صدایی

نویسنده: مریم *

 

اینجا  بدون هیچ صدایی ایستاده ام

من هنوز در سكوتم تنهایم

وقتی دلم از دنیا می گیرد

وقتی از هیاهوی همهمه نگاه ها خسته می شوم

گنج دیوار تنهایی را بر می گزینم

و در آن آرام جای می گیرم

هجوم افكار بر مغزم

آرام آرام

خواب را بر چشمانم وارد می كند

اما قلبم هنوز می خواهد بر صفحه زندگی بدود

و من رد پایش را در گوش دیگرا نجوا كنم

و بگویم از نهان های پنهان دلم

از تكه تكه اش

زمان می رود و عمر سپری می شود

وامید من این است همراهشان جاری باشم

و در كنار سنگی بر جای نمانم.

 

() نظرات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic