دل شكسته

نویسنده: مریم *

 

یكی دل را شكست رفت

و من او را نبخشیدم

كه یك تكه از آن را به یغما برد

و من هرگز نترسیدم

كه غرورم ، وجودم را زیر پا له كرد

و من شاید نفهمیدم

كه او من را نمی خواهد

ومن هرگزنپرسیدم !!

چرا این زندگی درد است

و من از درد پرسیدم

كه از دنیا چه می خواهد

ومن از اشك فهمیدم

یكی باشد كنار دل همیشه یاورش باشد

و من با او نرقصیدم

پی مستی و شور عشق دمادم ساغرش باشد

ومن  جامی ننوشیدم

 

() نظرات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات